مجتمع فنی تهرانclose
داستان های ساختگی رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی از ایران/ چرا باید تحریم ها برداشته
در حال تازه سازی
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
صفحه اصلی اخبارداستان های ساختگی رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی از ایران/ چرا باید تحریم ها برداشته
تعداد بازدید : 53
نویسنده پیام
admin
آفلاین

مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 32
عضویت: 7 /1 /1394
داستان های ساختگی رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی از ایران/ چرا باید تحریم ها برداشته
برخلاف شایعات بی‌اساس و داستان‌های ساختگی که دائماً در رسانه‌های آمریکایی در باره نقش مخرب ایران در منطقه تکرار می‌شود، ایران به هیچ‌وجه نیروی برهم‌زننده‌ی ثبات در منطقه خاورمیانه نیست.

پل پیلار در مقاله ای در نشنال‌اینترست نوشت:
در حالی که مذاکرات با ایران وارد مرحله‌ای شده است که شاید بتوان آن را دور نهاییِ گفتگوها توصیف کرد، مخالفان سرسخت هرگونه توافقی با تهران با شدت هرچه تمام‌تر بر این موضوع متمرکز شده‌اند که ایران، نقش‌آفرینی خرابکار در منطقه خاورمیانه (غرب آسیا و شمال آفریقا) است که مصمم است انواع حرکات شرورانه را در این منطقه انجام دهد. منتقدان به توافق هسته‌ای با ایران تلاش دارند چنین القاء کنند که توافق با ایران، منابع بیشتری را در اختیار این کشور قرار خواهد داد تا بیش از پیش به حرکات شرورانه‌ی خود در منطقه ادامه دهد.
این در حالی است که دقت بیشتر در این موضوع، ادعاهایی را که به منظور مخالفت با توافق هسته‌ایِ ایران طرح می‌شود، باطل و از اعتبار ساقط می‌کند. مهم‌ترین مسئله‌ای که باید در این رابطه به آن توجه داشته باشیم، این است که اگر ایران - به ادعاهای مخالفان توافق هسته‌ای - چنین نقش‌آفرین خرابکار و شرور در منطقه باشد، آنگاه این بهترین استدلال برای حمایت از توافق هسته‌ای با ایران است، زیرا امضا و اجرای چنین توافقی مانع دستیابی این کشور به سلاح‌های هسته‌ای خواهد شد.
دومین مسئله‌ای که باید لحاظ شود این است که اگر آمریکا به‌رغم دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران، تحریم‌های ایران را لغو نکند، بلکه تحریم‌های جدیدی را نیز به آن بیافزاید، بقیه‌ی کشورهای جهان به این نتیجه خواهند رسید که آمریکا «دروغگو» است. علت آن این است که آمریکا اعلام کرده بود، این تحریم‌ها را با هدف کشاندن ایران به پای میز مذاکرات و امضای توافق هسته‌ای توسط این کشور، بر آن تحمیل کرده بود. حال اگر ایران پس از شرکت در مذاکرات پی در پی و فشرده، همان توافق هسته‌ای مورد نظر آمریکا را امضاء کند، دیگر هیچ دلیلی برای پابرجا نگه داشتن تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران توسط آمریکا وجود نخواهد داشت.
به علاوه، عملکرد حامیان تصویب تحریم‌های شدیدتر علیه ایران، متناقض است، زیرا آنان ابتدا می‌گفتند ما این تحریم‌ها را برای امتیازگیری از ایران و کشاندن آن به پای میز مذاکرات بر این کشور تحمیل کرده بودیم، اما اکنون که ایران با این مسائل موافقت کرده است، آنان باز هم به دنبال تصویب تحریم های بیشتر علیه این کشور هستند. مزید بر علت این است که تصویب تحریم‌های اضافی علیه ایران مایه نقض غرض خواهد بود و نتایج معکوس به دنبال خواهد داشت، زیرا اگر ایران متوجه شود که با وجود مذاکره و تمایل به امضای توافق جامع هسته‌ای با شش قدرت جهانی، آمریکا نه‌تنها تحریم‌های سابق ایران را برنداشته، بلکه می‌خواهد تحریم‌های جدیدتری بر آن بیافزاید، آنگاه ایران از دادن امتیازات بیشتر یا ادامه‌ی شرکت در مذاکرات هسته‌ای دلسرد می‌شود، که ممکن است باعث شکست کامل مذاکرات و بازگشت ایران به مسیر تولید سلاح‌های هسته‌ای شود.
علاوه بر این، اگر مشخص شود که عملکرد آمریکا در قبال تحریم‌های ایران غیرصادقانه بوده و آمریکا در این خصوص دروغ گفته است، هرگاه در آینده آمریکا بخواهد کشور دیگری را به منظور خاصی تحت تحریم قرار دهد، سایر کشورهای متحد آمریکا با ما همسو و یک‌صدا نخواهند شد، زیرا شاهد عملکرد متناقض آمریکا در قبال تحریم‌های ایران بوده‌اند.
نکته شایان ذکرِ دیگر این است که همان افرادی که می‌گویند اگر تحریم‌های ایران لغو شود، ایران از دلارهای به دست آمده برای تأمین منابع مالی تروریست‌ها استفاده خواهد کرد، همواره مدعی هستند که باید فشارها را بر ایران افزایش داد تا «توافق بهتری» به دست آوریم. این موضعی متناقض است، زیرا به دست آمدن توافق بهتر با ایران مستلزم لغو تحریم‌ها (پس از امضای توافقنامه) است که باعث افزایش درآمدهای ارزی ایران خواهد شد. به‌علاوه، همین منتقدان می‌گویند: دولت ایران نظامی متعصب و بی‌منطق است که در پیگیری اعمال شرارت‌آمیز در منطقه و حمایت از تروریست‌ها به ملاحظات مالی هیچ کاری ندارد و چه تحت تحریم باشد، چه نباشد، ماهیت رژیم ایران آنگونه است که به این شرارت‌ها کماکان ادامه خواهد داد.
در هر صورت، اگر ایران متوجه شود، جو غالب در آمریکا چنان است که بیشتر سیاستمداران آمریکایی ایران را به عنوان غارتگر منطقه‌ای می‌شناسند و همچنین این فرضیه‌ی غیرقابل توجیه را می‌پذیرند که در هر صورت، ایران به شیطنت‌های منطقه‌ای که آمریکا دوست ندارد، ادامه خواهد داد و از اینرو، باید تحریم‌های ایران کماکان ادامه یابد یا تشدید شود، آنگاه ایران هیچ تمایلی به تعامل با آمریکا یا ادامه مذاکرات هسته‌ای از خود نشان نخواهد داد.
در هر صورت، این فرضیه‌ای اشتباه است که هر دلارِ به دست آمده توسط ایران خرجِ فعالیت‌های شرارت‌بار منطقه‌ای خواهد شد، زیرا نه‌تنها حسن روحانی، رییس جمهور ایران، بلکه سایر مقامات بلند‌پایه‌ی این کشور به‌خوبی از مطالبات معیشتی مردمِ خود و اوضاع نه‌چندان مطلوب اقتصادیِ کشورشان آگاه هستند و منتظرند تا از عواید حاصل از لغو تحریم‌ها برای بهبود دوباره شرایط اقتصادی کشور و بهتر کردن اوضاع معیشتیِ مردم ایران استفاده کنند.
معمولاً کارشناسان سیاسی در رسانه‌های آمریکایی اتهاماتی بی‌اساس را به ایران وارد می‌کنند و بدون این که هیچ دلیلی برای اتهامات خود بیاورند، صرفاً آن‌ها را بدیهی فرض می‌کنند و سپس همان اتهامات توسط اشخاص دیگر نیز تکرار می شود. مثلاً می‌گویند: ایران حرکات تهاجمی در منطقه به‌منظور بی‌ثبات ساختنِ آن، انجام می‌دهد و تلاش دارد با استفاده از تروریسم و خرابکاری، بر کلّ منطقه مسلط شود. آنان همواره هشدار می‌دهند که حرکت ایران برای استیلا بر منطقه آغاز شده است و ما باید این حرکت را متوقف کنیم.
به‌جای زدن اتهامات کلی که هیچ مبنای مشخصی ندارد، ما باید ابتدا دو سؤال دقیق و مشخص را مطرح کنیم و سپس به آن پاسخ دهیم. اول این‌که ایران دقیقاً چه کارهایی در خاورمیانه انجام می‌دهد که برای ما نگران کننده است و سؤال دوم این که چگونه آن کارهایی که ایران انجام می‌دهد با سایر کشورهای منطقه تفاوت دارد. اگر به این سؤال‌ها در رابطه با مناطق مختلف خاورمیانه، مانند سوریه، عراق، یمن و غیره پاسخ دهیم، درخواهیم یافت که برخلاف آنچه بیشتر کارشناسان سیاسی در آمریکا فرض کرده‌اند، حرکات ایران در منطقه در مقایسه با سایر کشورها، به هیچ وجه تهاجمی، بی‌ثبات‌کننده یا استیلاطلبانه نیست و ایران در این زمینه حرکاتی بیشتر یا بدتر از کشورهای رقیب خود در منطقه انجام نمی‌دهد.
ایران یکی از بزرگترین کشورهای خاورمیانه است و طبیعی است که مانند هر کشور بزرگ دیگر در این منطقه با سایر کشورها برای افزایش نفوذ و تأمین منافع خود در منطقه رقابت کند. این در حالی است که برخی از کشورهای دیگرِ منطقه، از روش‌های به مراتب مخرب‌تری برای افزایش نفوذ و استیلای خود در منطقه استفاده می‌کنند. مثلاً ایران، برخلاف سایر کشورها، هرگز جنگی را با یک کشور دیگر آغاز نکرده و به هیچ کشوری نیز هجوم نبرده است.
این فرضیه که دائماً در رسانه‌های آمریکایی مطرح می‌شود، مبنی بر این‌که هرچه ایران در منطقه‌ی خاورمیانه انجام می‌دهد، برخلاف منافع آمریکا است، فرضیه‌ای کاملاً اشتباه است. مثلاً در جنگ ضد گروه داعش در عراق، آمریکا و ایران در یک طرفِ مشترک قرار دارند و هر دو حامی دولت مرکزی عراق‌اند که تلاش دارد گروه داعش را از این کشور بیرون براند. چرا باید نقش ایران در تحولات عراق را مسئله‌ای مشکل‌ساز برای منطقه معرفی کنیم، در حالی که نقش آمریکا در همین خصوص را سازنده بنامیم؟ اگر نقش ایران در عراق پررنگ‌تر از گذشته شده است، به علت تهاجم نظامی آمریکا به عراق و اشغال طولانی مدت خاک این کشور توسط آمریکا بوده است و از اینرو،‌ عراق به جلب حمایت و همکاری‌های ایران بیش از پیش تمایل پیدا کرده است.
حتی در رابطه با جنگ یمن که آمریکا و ایران در یک طرف و در کنار هم نیستند، شایان ذکر است که آمریکا باید به وضوح تشریح کند که چرا (حمایت از) طرفی را انتخاب کرده است که گروه القاعده در شبه جزیره عربستان نیز در همان طرف قرار دارد؟ ایران طرفدار حوثی‌ها (جنبش انصارالله) در یمن است و این در حالی است که علی عبدالله صالح که سی سال رییس جمهور یمن بوده و در بیشتر آن دوران تحت حمایت آمریکا قرار داشته است، نیز از حامیان همان حوثی‌ها به‌شمار می‌رود.
ایران، محرک شورش حوثی‌ها در یمن نبوده است و حوثی‌ها نیز به نیابت از ایران یا برای حمایت از این کشور در یمن نمی‌جنگند و این در حالی است که رسانه‌های آمریکایی دائماً این نوع اتهامات را درباره حوثی‌ها تکرار می‌کنند. این در حالی است که گفته می‌شود که ایران حتی به حوثی‌ها توصیه کرده بوده است که خویشتن‌دار باشند و صنعاء، پایتخت یمن، را تسخیر نکنند. با وجود این، حوثی‌ها به توصیه‌ی ایران عمل نکردند و صنعاء را به تصرف خود درآوردند. کمک‌های ایران به حوثی‌ها آنقدر ناچیز بوده است که به هیچ‌وجه با ویرانی‌هایی که مداخله‌ی نظامی عربستان سعودی در یمن بباور آورده است، قابل قیاس نیست. حملات هوایی عربستان سعودی به خاک یمن تاکنون باعث کشته شدن (شهادت) صدها غیرنظامی در این کشور شده است.
در رابطه با بحرین نیز باید اذعان کرد با وجودی که ایران ادعاهایی نسبت به بحرین داشته و در سال‌های دور فعالیت‌هایی نیز در آن کشور انجام می‌داده‌ است، هیچ سند و مدرک قابل اعتمادی وجود ندارد که در سال‌های اخیر - آنچان که دولت بحرین مدعی است - ایران فعالیت‌های خرابکارانه در بحرین انجام داده باشد. در عوض سعودی‌ها از روش‌های خشن و زورگویانه برای تحمیل نفوذ خود بر بحرین استفاده کرده‌اند. هدف عربستان سعودی، برپا نگهداشتن رژیم پادشاهی سنی در کشوری است که اکثریت شهروندان آن شیعه هستند.
شاه سلمان، پادشاه جدید عربستان سعودی، این سیاست را در پیش گرفته است که از هر نوع وسیله‌ی ممکن، از جمله نیروی نظامی، برای گسترش نفوذ این کشور در منطقه، بهره‌برداری کند. اگر قدرتی در منطقهِ خلیج فارس وجود داشته باشد که از روش‌های مخرب برای استیلا بر منطقه استفاده می‌کند، آن کشور عربستان سعودی - و نه ایران - است.
سعودی‌ها مدعی هستند که از شرایط موجود و حاکمیت مستقر در کشورهای منطقه مانند یمن و بحرین در برابر شورشیان و کسانی که خواهان سرنگونی این حاکمان هستند، دفاع می‌کنند، اما سعودی‌ها موضع خود را در قبال حکومت سوریه و حمایت‌های آشکار عربستان سعودی از شورشیان مسلح در سوریه چگونه توجیه می‌کنند؟ چگونه ما می‌توانیم در شرایط بسیار پیچیده‌ی جنگ داخلی سوریه که طرف‌های مختلفی در آن درگیر هستند، فقط ایران را از سایرین جدا کنیم و بگوییم: ایران عامل مخرب و بی‌ثبات‌کننده در سوریه است. این در حالی است که ایران جنگ داخلی سوریه را آغاز نکرده است.
در سایر نقاط شام، از جمله فلسطین و لبنان، نیز چنین است. حزب‌الله که قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر بیشتر از هر گروه دیگر خون آمریکایی‌ها را ریخته بود، اکنون به نقش‌آفرینی اساسی در سیاست داخلی لبنان تبدیل شده است که تمام احزاب و گروه‌های این کشور به نقش حزب‌الله به عنوان یکی از جناح‌های سیاسیِ معتبر در لبنان اذعان دارند. نیروهای نظامی حزب‌الله به شدت درگیر جنگ داخلی سوریه به منظور حمایت از دولت بشار اسد، هستند و از اینرو هیچ تمایلی به آغاز جنگی جدید با کشورهای همسایه یا بی‌ثبات کردن سایر مناطقِ منطقه ندارند. حزب‌الله اکنون آنقدر بزرگ و قدرتمند شده است که دیگر نیازی ندارد که ایران دست آن را بگیرد، بلکه قادر است مستقلاً در صحنه‌های مختلف سیاسی و نظامی در لبنان به نقش‌آفرینیِ خود ادامه دهد.
حماس نیز هرگز یکی از گروه‌های نیابتی برای ایران نبوده است. هرچند حماس، تا حدی با اکراه، کمک‌های ایران را - در غیاب کمک‌های سایر کشورها - پذیرفته است، هرگز به نیابت از ایران وارد عمل نشده است. برای ایران حماس، نماد مقاومت فلسطینیان در برابر اشغالگری اسرائیل است. این در حالی است که بسیاری (در محافل مختلف) تشکیلات خودگردان فلسطین را همدست اشغالگریِ اسرائیل و شریک جرم آن می‌دانند.
حماس در آخرین انتخابات آزاد که در میان فلسطینیان برگزار شد، به طور منصفانه پیروز شد. در این خصوص (فلسطین) نیز ایران درگیری میان دو طرف را آغاز نکرده و عامل دامن‌زننده به بی‌ثباتی میان اسرائیل و فلسطینیان نبوده است. ایران صرفاً، به همراه تمام کشورهای جهان عرب، با اشغال سرزمین‌های فلسطینی توسط اسرائیل مخالف است.
حال که ما به این بخش از منطقه (فلسطین) نظر افکنده‌ایم، غیرممکن است که توجه نکرده باشیم که در مقایسه با قدرت‌نمایی‌های نظامیِ اسرائیل که بسیار مخرب و بی‌ثبات‌کننده بوده است، حرکات ایران به هیچ وجه ویرانگر یا بی‌ثبات‌کننده نبوده است. اسرائیل کماکان به اشغال کامل کرانه باختری که مغایر با قوانین بین‌المللی است، ادامه می‌دهد. اسرائیل چندین بار به تهاجم نظامی علیه سرزمین‌هایی که در همسایگی‌اش (مانند نوار غزه) قرار دارند، دست زده است. به‌علاوه، اسرائیل به خاک عراق و سوریه حملات هوایی کرده است.: علاوه بر این، باید متذکر شوم که بی‌ثبات کننده‌ترین حرکت در منطقه، هجوم نظامی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی بوده است. ایران هرگز به چنین کاری، یا حتی حرکتی شبیه به آن، در منطقه دست نزده است.
این ادعا که به صورت رسمی و سنتی در (رسانه‌های) آمریکا دائماً تکرار می‌شود که ایران عامل بی‌ثباتی در منطقه است، صرفاً یک افسانه‌ی کاملاً اشتباه است. البته در برخی از جنبه‌های مهم، سیاست‌ها و حرکات ایران ناقض منافع آمریکا در منطقه است،‌ اما پخش شایعات و داستان‌های ساختگی و خیالی هیچ کمکی به حمایت از منافع آمریکا در منطقه نخواهد کرد. ادامه دادن به این نوع شایعه پراکنی‌ها به دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران یا تعامل با این کشور در سایر موضوعات نیز هیچ کمک نمی‌کند.
بعلاوه باید توجه داشت که در هر منطقه از جهان، از جمله منطقهِ خاورمیانه، تمام کشورها برای افزایش نفوذ خود با هم رقابت می‌کنند و این همان چیزی است که به آن «سیاست خارجی» گفته می‌شود. البته به نفع همگان، از جمله آمریکا، خواهد بود که تمام کشورها، رقابت میان خود را برای گسترش نفوذشان در منطقه، از روشهای صلح‌آمیز و قانونی انجام دهند. اگر ما (آمریکا) به تلاش‌های خود برای منزوی کردن ایران و طرد آن ادامه دهیم و همچنین شایعه‌پراکنی و نشر داستان‌های ساختگی درباره نقش به‌اصطلاح بی‌ثبات‌کنندهی ایران را متوقف نکنیم، نه‌تنها شانس توافق هسته‌ای با ایران یا تعامل در سایر موضوعات با این کشور را از دست خواهیم داد، بلکه باعث خواهیم شد که احتمال استفاده‌ی ایرانِ منزوی و طرد شده، از روش‌های صلح‌آمیز و قانونی برای پیگیریِ منافعش در منطقه در آینده نیز کاهش یابد.
چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 12:13
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش




برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.